![]() |
![]() |
|
|
و نیمکت تنها بود
و او تنها بود و هوا...
قلب نیمکت نفس آدمی بود
که حجم سکوتش را
در نگاهش می طلبید
وسکوت پرنده ای بود که
به خانه آرزو سرک می کشید
و رنگها همه قهر کرده بودند در نگاهش
و نیمکت شاهد رد شدن آرزو و هوا... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 10:58 توسط عالیه بهزادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ونیمکت تنها بود, واو تنها بود وهوا .....
قلب نیمکت نفس آدمی بود که حجم سکوتش را در نگاهش می طلبید وسکوت پرنده ای بود که به خانه ی آرزو سرک می کشید ورنگها همه قهر کرده بودند در نگاهش و نیمکت شاهد رد شدن آرزو وهوا............ |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 آذر 1386 آبان 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
کلاس شعر عارفانه ها |
| پیوندها |
|
کویر اينجا.... سكوت فرياد است بزرگراه محفل خيال شا پدك tata |
|
RSS
|